Blog . Profile . Archive . Email . Design by .



مرد فضايي

روزهای سبز

با ترنم آن روزهای سبز؛ گذشتيم از تلاطم خاطرات سبز ...
باز دوباره درآينه ی خيال ؛ سوسوی تجسم قاب چشمهای شعله ورت نقش می زند
...
هوس ميکنم شبی ديگر به ميهمانی چشمهايت بيايم و در ساغر نگاه عطشناکت يک جرعه از آن نگاه خمارت بنوشم و برگی اگر چه زرد ؛ از جنگل آن روزهای سبز برايت تحفه بياورم
...
امروز سفره ی دلم تهی ست و از بوی عطر ِ نان ِ گندم ِ دشتهای ِ مهربانی ؛ خبري نيست که نیست
...
اجاق دلم از شعله ی هيزمهای آن روزها ؛ خاموش شده
...
من امشب در کنار خاطراتم مانده ام
....
تنها ؛ با تجسم آن روزهای سبز ...

***************************

سلام دوستان شرمنده وقت نکردم مطلب خوابگاه و بنويسم اومدم ديدم دوست عزيز آپديت کرده ازش ممنونم. از دوستانی که بهشون سر نزدم واقعا معذرت می خوام اصلا فرصتی برای اينترنت اومدن ندارم. 

قولی رو که دادم يادم هست و در اولين فرصت مطلب خوابگاه رو می نويسم.

مثل هميشه تا بعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد... 

نوشته شده در ۱۳۸٤/۸/۱٤ساعت ٢:۱۳ ‎ق.ظ توسط hamid نظرات () |


Design By : Night Skin