Blog . Profile . Archive . Email . Design by .



مرد فضايي

همه رفتند كسي دور و برم نيست                               چنين بي كس شدن در باورم نيست

در يكي از شب هاي سرد زمستاني پسركي در يكي از محله هاي متوسط تهران به دنيا آمد همه مي خنديدند و پسرك مي گريست شايد به خاطر اينكه ميدونست چند ساعت بعد پدرش در يكي از مناطق جنوبي خوزستان شهيد ميشه و اون بايد بداي هميشه سايه ناپدري رو رويه شونش حس كنه.

چند سال بعد

افسر: تو از اسم بچه شهيد بودنت خجالت نمي كشي كه با ناموس مردم تويه كوچه خيابون راه افتادي؟

پسرك:نه به خدا جناب سروان اشتباهي پيش اومده من و ليلا مي خوايم با هم ازدواج كنيم.

افسر: تو چي دختر حتما تو هم همين چرت و پرت ها رو مي خواي تحويلم بدي؟

دختر: نه به خدا جناب سروان من و بهروز مي خوايم با هم ازدواج كنيم ولي خوانواده هامون نمي زارن.

افسر از اطاق ميره بيرون و بعد از دقيقه بر ميگرده....... خوب من صحبت كردم ولي بايد پدر و مادراتون بيان. رنگ از رخساره دخترك مي پره پسر شروع به داد و فرياد ميكنه....

افسر به سمت پسر حمله مي بره و اونو زيره مشت و لگد مي گيره...... فكر كردي چون بچه شهيدي هر غلطي دلت خواست مي توني بكني؟؟؟؟؟؟

پسرك به سمت افسر حمله مي بره واونو به زمين مياندازه ودست دخترك رو ميگيره و فرار مي كنه.....

داخل كوچه... ليلا تو برو خونتون و به مامان و بابات هيچ چي نگو باشه؟.....نه پس تو چي كار ميكني؟ من هم يه خاكي تويه سرم ميريزم .

دخترك راه مي افته و پسر هم همچنان سر در گم................

ناپدري: تو ميخواي آبروي منو ببري اگر از همون اول تويه سرت زده بودم اينجوري نمي شدي. اگر از همون اول خوب تربيتت ميكردم الان مثل من يك مداح اهل بيت شده بودي!!!

پسرك:صد ساله سياه نمي خوام مثل تو و امثال تويه كثافت بشم فكر ميكني نميدونم اون جاي به اصطلاح مهري كه رويه پيشونيته جاي قاشق داغه؟؟؟!!!

نا پدري: خفه شو پسره پر رو.

پسرك: باباي من و امثال اون رفتن و جونشونو گرفتن كفه دستشون تا تو و امثال تو پشت پرچم دين وخونه اون ها راحت به كثافت كاريتون فكر كنين.

فكر ميكني نمي دونم هر هفته چند تا زن رو واسه خودت صيغه مي كني؟

بد بخت مادرم كه فكر ميكرد اگر با تو ازدواج كنه حداقل سايه يك مرد رويه سرشه.

ناپدري: برو گم شو اي عوضي بي چشم و رو.......

ادامه دارد................................................................................................

 

نوشته شده در ۱۳۸۳/٤/۳۱ساعت ۳:۱٠ ‎ق.ظ توسط hamid نظرات () |


Design By : Night Skin