Blog . Profile . Archive . Email . Design by .



مرد فضايي

داشتم فراموشت ميكردم اما باز دوباره ديدمت تو غم ها غوطه ور شدم چرا؟؟

داشتم فراموشت ميكردم تما تا صدات رسيد به گوشه من شكستم بي صدا چرا؟؟

داشتي ميرفتي از خياله من خزوني بود بهار من ديدم تورو خزونم جون گرفت

اين قلبه سرد و ساكتم دوباره با نگاه گرم و بي ريا و عاشقت زبون گرفت

چرا دوباره اومدي صدارو جون دادي گل بهار و زخم دل دوباره تازه شد

شوق نگاه خستمو دوباره دوختي آخر ستاره حسرتم بي اندازه شد

يا راحتم كن و واسه هميشه اين دل رو بكن ز ريشه،از خياله سرد من برو

يا باغبون شو و بهار و باز نشون بده گل ها رو ،تو وجود خسته ام برو

اميدوارم از اين شعر خوشتون اومده باشه.

ببخشيد!! اشتباه كردم !! اوني كه بايد اين 2 كلمه رو مي شنيد بياد ببينه.

تا بعد

نوشته شده در ۱۳۸۳/٥/٢٢ساعت ۱:٢٠ ‎ق.ظ توسط hamid نظرات () |


Design By : Night Skin