Blog . Profile . Archive . Email . Design by .



مرد فضايي

سلامbirthday

تولد تولد  تولدم مبارك!!!! بله مرد فضايي يك ساله شد. پارسال بعد از فوت پدر بزرگم ديگه حوصلم سر رفته بود بايد حرف هاي دلم رو يك جا مي نوشتم از اون جايي كه خطم رو فقط خودم مي تونم بخونم!! توي فكر درست كردن اين وبلاگ افتادم. خلاصه از اون جايي كه ID yahoo من حميد فضايي بود و هست و خواهد بود تصميم گرفتم اسم وبلاگ رو بزارم مرد فضايي. حالا يك سال از اون روز گذشته و بعد از سيارم اينجا تنها دلخوشيمه.

سياره ام رو هم تقريبا از طريق همين وبلاگ گير اوردم ، اون وقت ها ( اواخر تابستون) سياره ام تك و تنها شده بود حالش اصلا خوب نبود (البته به لطف بعضيا!!!) خلاصه به حرف هاي دلش گوش دادم و كاري كه نبايد مي شد، شد!!! بله بعد از يه مدت ديدم اين سياره چقدر خوبه ولي اوايل روم نمي شد برم جلو از همون تاريكي هاي فضا نگاهش مي كردم خلاصه بعد از به مدت نسبتا طولاني دقيقا در روز اول ماه رمضان پيشنهاد رو دادم و .............

از تك تكتون ممنونم كه مياين و سر مي زنين ، اول از داداش خوبم امير(حد بي نهايت) ممنونم كه هميشه اومده و تنهام نذاشته و هميشه به عنوان يك برادر روش حساب كردم و تونستم حرف هاي دلم رو بهش بگم ، دوم از ليلا ( حرف هاي نگفته) ممنونم ، سوم از داداش فضايي و نسيم (نسيمي از فضا) ممنونم كه تنهام نذاشتن، بعدش از داداش زينلي ( مريد حق) و كوروش (وفاداره دل شكسته) ممنونم كه با نظر هاي سازندشون باعث شدن بهتر بنويسم ، بعد هم از ستايش ( دلهاي پاك) ممنونم كه هميشه هميشه با نظر هاي زيباش منو شرمنده مي كنه ،بعد هم از آقا پويا (ستاره صبح) ممنونم كه طرح اوليه اين قالب رو برام درست كرد ، خلاصه از همه ممنونم!!!!!

اميدوارم كه هميشه بتونم با نوشته هام راضيتون بكنم ،گرچه مي دونم كه اصلا نوشته هاي من در اين حد نيستن!

فرا رسيدن ماه محرم رو هم به همه تسليت مي گم امسال من كه يه حال و هواي ديگه دارم ، دليلش رو نمي دونم ولي تاحالا هيچ وقت اينجوري نبودم. قبل از اينكه برم مي خواستم مصاحبه اي رو كه با مرد فضايي انجام دادم رو بخونين!:

حميد:سلام فضايي تولدت مبارك.

مرد فضايي:سلام بابايي!! ممنون.

حميد: فضايي يه راست مي رم سره سئوال هايي كه بايد ازت بپرسم ، موافقي؟

مرد فضايي : مگه مي شه آدم رو حرف باباش حرف بزنه!!

حميد: آفرين پسرم ، خوب براي اولين سئوال بگو از چه سياره اي خوشت مياد؟

مرد فضايي : سياره زهره.

حميد: از چه گلي خوشت مياد ؟

مرد فضايي : بابايي سوتي دادي!! اينجا گل نداريم ولي اگر قرار باشه از گل هاي زميني يك كدوم رو انتخاب كنم نيلوفر بهتره از ميون درخت ها هم از بيد بيشتر خوشم مياد ضمنا توي سيارم يه بنجامين هم دارم.

حميد: بچه تو چقدر حرف مي زني!!! يك كلمه جواب بده خلاص! خوب از چه غذاهايي خوشت مياد؟

مرد فضايي : از غداهاي خونگي اول ماكاروني بعد قيمه بعد قورمه سبزي از غذاهايي هم كه از بيرون واسم مي خري از پيتزا و ساندويچ هات داگ با پنير بيشتر خوشم مياد.

حميد: بله ديگه ما شا ا... خوش خوراكي كه كه شده بودي 108 كيلو!!! شانس اوردم به خودت جنبيدي الان شدي 90 كيلو! خوب به چه ورزشي بيشتر علاقه داري؟

مرد فضايي : اگر نگاه كردني باشه فوتبال!!! ولي در كل اول بدنسازي بعد هم شنا . ضمنا آبيته!

حميد: خدارو شكر كه قرار شده هفت نشي وگرنه با اين قده 190  تو ديگه بچه غول نبودي خود غول بودي! خوب از يه خواننده هايي و چه سبك آهنگ هايي خوشت مياد؟؟؟

مرد فضايي : من بعد از سياره ام جونم به آهنگ بنده!! بزار بهت بگم به غير از سبك متال و رپ تقريبا به هه سبك آهنگي گوش مي دم ولي در كل توي خواننده هاي ايراني اول از سياوش قميشي خوشم مياد و بعد محمد اصفهاني بعد استاد شجريان و ...... از خارجي ها هم كه ديگه گفتن نداره اول از همه كريس دي برگ بعد بريان آدامز بعد هم متاليكا!!!( اين يكي از همه گروه هاي متال جداست) از سلين ديون و جيپسي كينگز و چر هم خيلي خوشم مياد.

حميد : نه تورو خدا يه 70 ، 80 تا ديگه گروه مي گفتي!!!

مرد فضايي : ببين بابايي هر خواننده اي چند تا آهنگ قشنگ داره ولي اينايي كه من گفتم خيلي باهاشون حال مي كنم مخصوصا با اون آهنگ بريان آدامز كه مي گه : look at to my eyes

حميد : خوب باشه بابايي حالا بغض نكن! خوب زندگي رو مثل چي مي بيني يعني در كل مثل چيه؟

مرد فضايي: زندگي همچو فرياد يك درده عميق  فرياد يك دل تك و تنها و بي رفيق ، از نظر ما فضايي ها زندگي مثل يه اتوبان!!! همه توي يه اتوبان حركت مي كنن هدف همه هم رسيدن به آخر اين جادست فقط نوع رانندگي ها فرق مي كنه.

حميد : به چه كسي بيشتر از همه مديوني؟؟

مرد فضايي : سعي كردم جوري زندگي كنم كه به هيچ كس مديون نباشم و كاري رو هم براي منت گذاشتن به گردن كسي انجام نمي دم ولي به سه نفر مديونم اول اون كساني كه به خاطر ما رفتن و جونشون رو گرفتن كف دستشون تا من الان اينجا باشم اونايي كه با دست خالي 8 سال جنگيدن دوم به پدر و مادرم كه همه زندگيشون رو گذاشتن براي موفقيتم ، تورو نمي گما!! تو پدر خوندمي!!! سوم به سيا ره ام به خاطر اينكه احساس مي كنم ارزشش خيلي بيشتر از منه و  گاهي اوقات هم دركش نكردم و به خاطر من سكوت كرده و از خيلي چيزا گذشته و.........

حميد:چه كسي بيشترين تاثير رو توي زندگيت داشته؟

مرد فضايي: اول پدر و مادرم بعدش هم از مهرداد و سياره ام.

حميد:تا حالا شده كاري انجام بدي و بعدا پشيمون بشي؟

مرد فضايي : خيلي!! خودت كه مي دوني بابايي من زود عصباني مي شم و گاهي اوقات زود تصميم مي گيرم و زيره بار حرف زور و نا مربوط هم نمي رم!! ولي يه بار به سياره ام اعتماد نكردم حالا خيلي به خاطر اون موضوع پشيمونم ولي در كل تا خوبم خيلي خوبم ولي موقعي كه بد شدم ديگه خودمم نمي دونم چي مي گم!!! ولي باز خودم رو تا حدودي كنترل مي كنم.

حميد: بسته بابايي نمي خواد ماست مالي كني!!! بهترين دوستات كيا هستن؟؟

مرد فضايي : لرنس سپهر !! پروفسور كب و امير.

حميد : چه كتاب هايي مي خوني؟
مرد فضايي : من كتاب نمي خونم كتاب مي خورم!!! يادمه دبستا ن كه بودم ( اولين بچه يك ساله اي كه  18.5سالشه!!!) يه كتاب شاهنامه بود كه داستاني نوشته شده بود 600 صفحه بود اون كتاب رو در عرض دو هفته خوندم ولي كتاب هاي هري پاتر رو نهايتا هر جلد رو دو روزه مي خوندم!!! ولي كتاب آخري رو هر جلد رو در عرض يك روز مي خوندم!! با كتاب هاي فلسفه و جامعه شناسي اصلا ميونه خوبي ندارم!! ولي بعضي وقت ها شايد بخونم بعد از جي كي رولينگ به نظرم پائولو كويلو خيلي نويسنده خوبيه و نويسنده هاي داخلي هم اول دكتر زرين كوب بعددكتر شريعتي  بعد هم صادق هدايت و جلال آل احمد آخرشن!!!

حميد: خوب بابايي ديگه بسته! حرف آخرتو بزن بعدش برو به درست برس 4 ماه ديگه تا كنكور مونده يادت باشه به سيا ره ات قول دادي براي هديه تولدش قبولي كنكورت رو ببريا!!

مرد فضايي : بابايي همش تقصير توئه ديگه!! حرف آخر خاصي ندارم! ولي هميشه مي گم : اميدت به خدا باشه و هيچ وقت از اون بالا سريه نا اميد نشو باهاش حرف بزن اونم جوابت رو مي ده. باباي!!!

خوب دوستان خوبم با اجازتون من هم كم كمك برم به كار و زندگيمون برسم، محتاج دعاي تك تكتون هستم ، براي من و سياّرم هم خيلي دعا كنين. من كه فقط دارم صبر مي كنم چون مي خوام اعتماد كنم و ببينم چي مي شه.

حرف هاي آخر:

1-وقتي كسي را دوست مي داري و او نمي داند محنت بارترين حس زندگيت را تحرير كرده اي. وقتي نتواني بگويي كه دوستت دارم غمگين ترين غروب پاييز را ترسيم كردهاي  و من محنت بارترين حس زندگيم را به پاي ترسيم غمگين ترين غروب پاييز تحرير مي كنم.(البته اون مي دو نه ها !!!)

2- آنوقتي كه فكر مي كني كسي نيست كه حرف دلت را بفهمد

كسي هست كه براي ديدنت روز شماري مي كند.

3- دوست ندارم كه بگويم دوستت دارم

دوست دارم درك كني كه دوستت دارم

4- بزرگترين آرزويم اين است كه كوچكترين آرزوي تو باشم.

تا بعد......................

نوشته شده در ۱۳۸۳/۱۱/٢۸ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ توسط hamid نظرات () |


Design By : Night Skin