Blog . Profile . Archive . Email . Design by .



مرد فضايي

3-2-1 تموم شد ، دروازه دوم رو هم پشت سر گذاشتم. دروازه اول فقط به من اجازه عبور داد اما دروازه دوم سخاوتمند تر بود.

اميد داشتم كه راه دانشگاه كرج رو بهم نشون بده اما با اين وضعيت فكر كنم همه راهها به يزد ختم بشه.

گرچه با اين وضع و حال و با اون وضع درس خوندن من چيز ديگه اي هم نبايد انتظار داشت. البته اين رو هم بگم كه خود خواسته بود خودم خواستم كه كارم به اينجا بكشه. آره! وقتي خودم دلم براي خودم نسوخت چرا بايد از يك نفر ديگه همچين انتظاري داشت؟ دليلي نداشت وقتي كسي گفت (( هستم)) من اعتماد كنم.

آره اين من بودم كه دقيقا 270 روز پيش بهش زنگ زدم، اول فقط براي دلداري دادن بود و آرامش آما بعد اين دل ساده عاشق شد ،اسير شد.

هرچي باشه قرار بود دوستي بدون عشق باشه من زدم زيرش و عاشق شدم دليل نداره كه حرفهاي كسي كه مي گفت :برات عـــــاشق ترين عاشق دنيام. راست باشه، دليل نداشت وقتي كسي ازش بپرسه زن فضايي تو بودي در جواب بگه آره ، دليل نداشت وقتي كسي بپرسه مرد فضايي كي بود و چي بود يكبار دل رو به دريا بزنه و راست و درست همه چيز رو نه ! يك سر سوزن از چيز هايي كه حقيقت داشت رو بگه شايد اصلا حقيقتي در كار نبوده!!! آره حقايق نبايد فاش بشه هرچي باشه مرد فضايي زده زيره قولش حالا هم چشمش كور بايد هاشا بشه.

عقاب تيز پرواز و ناخداي پير درياي طوفاني من نبودم چون وقتي قضيه سينما و كافي شاپ و اراك رو شد بايد تحمل مي كردم اما يك چيزي كه شايد بشه اسمش رو احساس غيرت گذاشتاجازه نداد تحمل كنم آره مرد فضايي روي غيرتش پا گذاشت و هاشا شد حرف نزد خفه خون گرفت و صبر كرد اما آخرش چي شد؟

آره اين من بودم كه ازش خواهش كردم حداقل توي اين 3 ماه مونده به كنكور يك كم مشكلات رو كم بكنه دليل نداشت اون با اينكه مي دونست مرد فضايي نمي تونه به مشكلاتش بي تفاوت باشه و اگر هم نگه مي فهمه كه مشكلي داره مشكلات رو كم كنه آره مرد فضايي حقي نداشت همون طور كه ارزشي نداشت كه بخواد كسي كه به گفته خودش مرد فضايي عزيزترين كسش بود براش يك قدم برداره و بخواد آرومش كنه.

آره مرد فضايي بايد جلوي همه دنيا واي ميساد ،بايد حرف نمي زدبايد با همه چيز كنار مي اومد نبايد وقتي قبض 300 هزار توماني تلفن رو ديد و از خونه فراري شد ازش مي خواست زنگ بزنه چون مرد فضايي تك زنگ بيشتر نمي ارزيد شايد هم فقط شماره مرد فضايي از توي پرينت تلفن پاك نمي شده!

آره مرد فضايي بود كه ديد اين مناسب ترين كسيه مي تونه زن فضايي باشه چون به نظرش خيلي از ازرش ها و اخلاق ها رو داشت كه بخواد به خاطرش از همه دنيا بگذره جلوي همه وايسه و خيلي از چيز ها رو ببازه حالا دليل اين دليل نمي شه كه وقتي اون ارزش ها ضد ارزش شد و از دست رفت مرد فضايي بخواد حرف بزنه آره آدمها رو بايد همون جوري كه هستن قبول كرد ولي من اونو اينجوري قبول نكردم.

آره مرد فضايي بود كه روز 2 بهمن خواست همه چيز رو تموم كنه و براي يك نفر پيغام گذاشت : الان بهترين موقعته كه به دستش بياري. ولي روز بعد با چند دقيقه اي صحبت قانع شد كه بايد ببخشه و فرصت بده ولي اين دليل نمي شه كه مرد فضايي بخواد انتظاري داشته باشه!

مرد فضايي ارزش قائل شد و خواست مشكلات رو حل بكنه خودش خواست دليل نمي شه كه مرد فضايي ارزشي داشته باشه و كسي بخواد آرومش كنه هر چي باشه اونا همش حــــــــــرف بوده مرد فضايي بايد از عملو چيز هايي كه مي ديد درس مي گرفت مرد فضايي 8 روز و 80 روز نبودنش فرقي نداره.

آره من بودم ، مرد فضايي خودم خواستم حالا هم اگر مي بينم دارم مي سوزم خبو برم اين حرف آخرش بود. مرد فضايي بايد با اين فعل هفت حرفي و سه بخشي نمي تونم انس بگيره چون اون اوايل بود كه به مرد فضايي نه نمي گفت حالا دليل نمي شه كه الا هم مثل قبل باشه خيلي از چيز ها عوض ضده اون حرفها واسه موقعيتي بود كه شرايط زياد سخت نبود اما حالا وقتي شرايط سخت شده اون حرفها به درد نمي خوره. اصلا به گفته مسافر جاده ها تفتهمي وجود نداره آره حرف ديگران خيلي مهمتره.

مرد فضايي براي كسي رسميت نداره چون وجود خارجي نداره ، عذر خواهي چندين و چند باره مرد فضايي به جاي خود اما مرد فضايي حتي حالا هم كه اتفاقي نيفتادهبايد يادش باشه كه دليل نمي شه وقتي آدم اوضاعش به هم ريخته است و حال و احوال خوشي نداره وضغ و حال ديگران رو هم به بريزه آره اين مسافر جاده ها راست گفت.

حالا هم دير نشده آهــــــــــــــــــــــــــــــا ي زميني ها اومدم بار و بنديلم رو ببندم و براي هميشه برم فضا ازتون يه وجب از اين زمين خاكيتون رو خواستم تا توش يه لنگه پا وايسم و فس بكشم و عطر گل نيلوفر رو حس كنم اما انگار زياده خواه بودم! همون رو هم ازم گرفتين شايد لياقت همون يك وجب رو هم نداشتم.

اگر توي اين مدت خيلي از چيز ها رو به خاطر يك چيز از دست دادم و از قضا دست آخر همون يك چيز از دست دادم به جاش خدا رو بدست آوردم هموني كه قبلا ازش فقط به حرفش رو مي شناختم اما آلان حسش مي كنم مي شناسمش ازش قدرت مي گيرم ازش اميد مي گيرم چون تا حالا خيلي كمكم كرده توي شرايط سختي كه كسي رو نداشتم وقتي به ديوار تكيه مي كردم و به آسمون نگاه مي كردم و باهاش حرف مي شدم جوابم رو مي داد و بهم آرامش مي داد تنها كسي بود كه اشكامو ازش پنهون نمي كردم آره همون اشك ها باعث شد سبك بشم و بتونم تلاش كنم.

به چيز هايي كه باختم مي ارزيد نه؟
قرار بود امروز روز خاصي باشه آره با تو هستم خودم بهت گفتم بيا بخون ، قرار بود براي اولين بار و سال خوشحال باشم كه توي همچين روزي به دنيا اومدي. اما تا كسي نخواد نمي شه براش كاري انجام داد مي شه؟ يادته گفتم نمي خوام براي روز تولد من هم تبريكي و ... در كار باشه؟ مي دوني براي چي بود؟ نه نمي دوني چون دركش نكردي فقط نوشتنش رو بلدي آره همين كلمه دو حرفي رو ميگم ((ما)) همين كلمه اي كه اگر بخواي مي توني دو هزار تا معني از توي توش در بياري اما نمي خواي چرا بخواي؟ دليلي نداره. تو از با هم بودن بدت مياد چون مغروري و از كمك گرفتن و رفتن راهي با كمك ديگري بدت مياد. ما بعني يا هر دو يا هيچ كس اين براي من معني داره اما براي تو ......................

دارم بر مي گردم همون جايي كه بودم يه بزرگي مي گفت : توي آينده ات دنبال گذشته ات نباش. اما افسوس كه انگار اين راه رو اشتباه اومدم و بايد برگردم و دوباره از نوشروع كنم . با شرايط حاضر اون چيزايي كه از دست دادم براي هيچ بوده و پوچ! دارم ميرم همون جايي كه معرفت و صداقت حرف اول رو مي زنه همون جايي كه وقتي دست و پا زدنت و سوختنت توي از دست دادنش رو ديدم ازش دل كندم و اومدم زمين پيشت و لي پر پروازم رو ازم گرفتي دلم بند شده بود اما حالا مي خوام هر جوري كه شده برم اينجا ديگه ارزش موندن نداره و دل من طاقت ديدن بيشتر از ايناش رو نداره.

هر كي هر چي دوست داره بگه آره فكر كنين بريدم فكر كنين ضعيف بودم فكر كنين مرد نبودم هر چي دوست دارين فكر كنين براي شماها زنده نيستم براي هيچ نمي خوام بيشتر از اين ببازم در حال حاضر نمي گم به درد هيج كس مي گم به درد من يكي نمي خوري.

من همينم كه هستم حساس و زود رنج ، اگر دوست داري بهش بي انصاف و پر توقع رو هم اضافه كن خوبه؟ درس هايي كه زمين و آدمهاش بهم دادن خوب يادم مي مونه تا ابد از يادم نميره.

درهاي سفينه تا 27 تير ، آره روز تولدم، بازه اگر دوست داشتي بيا و به همه شايعات پايان بده!!! اگر خواستي بياي يادت باشه اضافه بار قبول نمي كنم ، پاك پاك مثل روز اول با همون چيز هايي كه داشتي نه بيشتر و نه كمتر ، با يه مشكل كه قبلا هم بهت گفتم تا ابد مي سازم ولي با چيزاي ديگه نه!

اگر خواستي بياي اول از همه جلوي خودت وايسا و خوب با خودت گرد و خاك كن بعد برو جلوي آينه ببين هموني شدي كه بودي؟ يادت باشه من يه نفر رو مي خوام كه به خاطرم مثل خودم حاضر باشه از هر چيزي بگذره (البته به غير از خدا !)ديگه جاده من و تو يكطرفه نيست با هم توي يك جهت مي ريم البته اگر......... اگر اومدي كه خب قدمت روي چشم . اگر هم نيومدي فكر مي كنم همون 168 روز پيش همه چيز تموم شده و همه چيز دروغي بيش نبوده ، نه زوري در كار هست و نه اجباري چون به نظرم مرد تر از اين حرف ها هستم كه بخوام تهديدت بكنم كه ناگفته نمونه اون يك نفر هم به نظرم بزرگتر از اين حرف ها بود كه بخواد تهديدت بكنه.

اگر تا الان صبر كردم به خاطر اين بود كه هنوز خيلي چيز ها زيره سئوال نرفته بود اما الان....... اگر تا الان حرف نزدم بدون توي خودم سوختم بزار از بيرون بسوزم تا همه ببينن چرا دارم مي سوزم.

بعد از 27 تير درهاي سفينه بسته مي شهو مرد فضايي يا با تو يا بي تو ميره فضا البته مطمئن باش يك چيزي هميشه هر جايي كه بري باهاته ، مطمئن باش هميشه به يادت هستم حتي سره جلسه كنكور!

اگــــــــــه دست توي دستام نذاري خدانگهـــــــــــــــــدار

**************************

حرف آخر :

1- دوستان بعد از مدت ها برگشتم فكر كنم بايد تا مهر ماه منو تحمل كنين.

2-گاهي اوقات ارزش بودن بعضي از آدمها از نبودنشون معلوم ميشه ممنونم از كساني كه براشون با ارزش بودم و توي اين چند وقته جوياي وضع و حالم بودن.

3-وقتي كه نم نم بارون از روزاي رفته مي گه ، وقتي كه قره اشكي از دلي شكسته مي گه به خودم مي گم كه به عمرم چه گذشت؟

4- پيرمرد يادت نره اين قضيه توي نوه ها نبايد بپيچه فقط خواستم تو هم بدوني كه چرا........

5- فردا با يه وارد كننده بزرگ سخت افزار قرار دارم اگر سفارشي براي خريد داشتين در خدمتم!!!!

6- تا بعد.......................................

نوشته شده در ۱۳۸٤/٤/۱٧ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ توسط hamid نظرات () |


Design By : Night Skin