آخر قصه

سلام <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

هر شروعي پاياني دارد و مرد فضايي فعلا به آخر خط رسيده ، هميشه به آخر خط رسيدن به معناي پايان نيست ، هميشه راههاي ديگه اي هم هست.

الان احساس يك تكه كاغذ مچاله شده رو دارم ، از خودم نا اميدم مي دونيد چرا؟؟؟

هر كسي توي زندگي بالاخره در يك برهه زماني مشكلاتي داره ، من انقدر ضعيف بودم كه نتونستم 3 يا 4 ماه تحمل مشكلات زندگي رو داشته باشم ، وا دادم ، بريدم ، مچاله شدم مثل يك ورق كاغذ، هنوز خيلي مونده تا مرد بشم از خودم خيلي بيشتر انتظار داشتم ولي خوب............. هميشه فكر مي كردم بيشتر از همسن و سال هام مي تونم مقاومت كنم ولي نتونستم ، نتونستم انقدر قوي باشم كه 4 ماه مشكلات رو تحمل كنم زدم به سيم آخر و .....

دليل بستن وبلاگ اينا نيست دليلش اينه كه من يا با يك چيز در كل كنار ميام و يا مي زارمش كنار نمي تونم با محدوديت همزيستي كنم ، يا نمي نويسم يا اگر نوشتم هر چي دلم خواست مي نويسم هر عكسي دلم خواست ميزارم توي وبلاگ ولي در حال حاضر بايد صبر كرد فعلا دوره، دوره من نيست ولي دوره من هم يك روز مي رسه. فعلا چون دلم مي خواد چون براي خواسته ... ارزش قائلم نمي نويسم .

دوست ندارم براي اينكه يك موقع به شخص خاصي بر نخوره  هر دفعه يك تكه از مطلبم بريده بشه.

دوست ندارم به جاي اينكه زير نوشته يك اسم بنويسم به جاش ... بزارم.

دوست ندارم عكس دلخواهم رو به دلايلي نزارم تويه وبلاگ.

دوست ندارم حرف هام نا نوشته بمونه.

يا نمي نويسم يا اگر نوشتم هر چي  كه خواستم مي نويسم فارق از اينكه يكجاش به كسي بر بخوره و .... فارق از اينكه اون عكس مشكل ساز بشه. مي خواستم يك وبلاگ ديگه باز كنم و با يه اسم ديگه بنويسم با يه اسم ديگه بيام پيشتون ، ولي هر چي فكر كردم ديدم من فضايي هستم. فضا بي انتهاست بي حد و حصر بدون محدوديت بدون ............ .

ضمنا چون دوست دارم دارم اين كارو مي كنم چون مي خوام به خواسته ها احترام بزارم مي خوام از خودم بگذرم مي خوام جوري باشم كه هيچ نگراني نباشه مي خوام........

يكي گفته بود : تو براي خودت زندگي مي كني نه ديگران!!! اينون تا حدودي قبول دارم ولي خوب وقتي توبراي يك نفر ارزش قائلي و مي خوا يبه خواستش احترام بزاري به نظر من اصلا كار بدي انجام ندادي ، البته به نظر من!

خوب دوستان ، آشنايان و .............  مرد فضايي حداقل تا آخراي فروردين به روز نمي شه ، اونوقت اگر شرايطي پيش اومد شايد بازم نوشتم البته شايد .

خوب دوستان به قول معراج محمدي:

نبرين قصمو از ياد!

مي دونم نويسنده خوبي نبودم ، مي دونم هميشه بد نوشتم ، مي دونم لطف داشتين و ميومدين و سر مي زدين ، از همه ممنونم از امير ، از نسيم ، از مصطفي ، از بابك ، از ليلا ، از زينلي ، از كوروش ، از زهرا  ، از همه اونايي كه اومدن و تنهام نذاشتن.

برام دعا كنين كه محتاج دعاي تك تكتون هستم ، دعا كنين كه قوي باشم دعا كنين مرد باشم دعا كنين........

خوب دوستان و همرهان گرامي ، اگر يه روز مي رم مطمئين باشين يك روز هم بر مي گردم ولي اينو بدونين فضايي خيلي فرق كرده خيلي............

حرف آخر :

 

1_"مومنی نزد استاد بزرگی رفت و از او پرسيد: استاد چگونه زندگی

کنم تاخداوند از من راضی باشد؟

استاد جواب داد: فقط يک راه وجود دارد: زندگی با عشق.

چند لحظه بعد يکی ديگر به نزد استاد آمد و دقيقا همان سوآل را پرسيد.

مرد بزرگ جواب داد: فقط يک راه وجود دارد: زندگی با شادی.

مرد اول بالافاصله گفت: استاد به من جواب ديگری داديد!

استاد فرمود: نه, دقيقا همين توصيه را کردم."

"پائلو کوييلو"

2_يادم باشد حرفي نزنم كه به كسي بر بخورد، نگاهي نكنم كه دل كسي بلرزد، راهي نروم كه بي راه باشد ،خطيننويسم كه آزار دهد كسي را، يادم باشد كه روز و روزگار خوش است!

همه چيز روبراه است و بر وفق مراد و خوب....................

تنها دل ما دل نيست آره!

3_

آفتاب هر روز غروب ميكنه ولي فردا دوباره از پشت كوهها بيرون ميشه

گلها پژمرده ميشن وخشك ميشن ولي دوباره غنچه ميدن و باز ميشن

عميق ترين زخم ها خوب ميشن

بدترين دردها فراموش ميشن

پس براي چي بايد از زندگي ترسيد؟

براي چي بايدهر روزم رو تكرار كنم؟

خوب بعضي وقتها مثل يك گل پژمرده مي شم ولي دوباره باز ميشم

بعضي وقتها يك گوشه كز ميكنم ولي بعدش پرواز ميكنم

بعضي وقت ها تند ميرم ولي گاهي هم مي ايستم

بعضي وقت ها هم حرفمو ميزنم ولي گاهي هم ساكت ميمونم

هيچ وقت باور نكردم كه هر چيزي يك جايي تموم ميشه

هيچ وقت

زندگي در جريانه

اگر يك روز گريه ميكنم حتما فرداش ميخندم

اگر يك روزي ميرم حتما يك روزي بر ميگردم

آره حتما بر ميگردم

تا بعد...........

دوست داره هميشگي شما

حميد رضا (مرد فضايي)

25/12/83

 

/ 60 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
maliheh

سلام اين بابک ودوستهاش مثل اینکه امید به زندگی رو از دست دادن زندگی فراز و نشیب داره عزیزانم نباشین. نباشین اینگونه برادرها که دل ما خواهران می گیرد از دلتنگیتان راستی پائولو کوئیلو قشنگ گفته گوش کن

ستایش

سلام . خوبی؟ کجا رفتی ؟ چرا نیستی نگرانت شدم بر گرد دیگه ؟ دلمون برات تنگ شده. امیدوارم هر جا هستی شاد و موفق باشی

بابک

درود... قرار شد بری... ولی کجا؟تا کی؟با کی؟... قرار نشد حرفای بد بزنی... الان باور کن خودمم نمی دونم چی می گم... بی خيال... منتظرم... شاد و پيروز باشی

کرگدن

به! پا قدم ما بازم طرف داره ميره سفر! بابا اينجا چه خبره؟ همه تو خودشونن!

ليلا..حرفهايه نگفته

برای بستن دهن هيشکی حرف نزدم.. گفتم که حجت واسه دل خودم تموم بشه... ناشناس اومدن چه لطفی برات داره؟

مسافر سکوت

سلام... دلم واست تنگ شده... آپدیت کردم... حتما حتما حتما حتما حتما سر بزن

mohamadreza

ye sar ham be ma bezanin www.gangsat.bloh.sky.com

هديه((دوست))

_________@@@@@@@@ ________@@@________@@_____@@@@@@@ ________@@___________@@__@@@______@@ ________@@____________@@@__________@@ __________@@________________________@@ ____@@@@@@______@@@@@___________@@ __@@@@@@@@@__@@@@@@@_________@@ __@@____________@@@@@@@@@_______@@ _@@____________@@@@@@@@@@_____@@ _@@____________@@@@@@@@@___@@@ _@@@___________@@@@@@@______@@ __@@@@__________@@@@@________@@ ____@@@@@@_______________________@@ _________@@_________________________@@ ________@@___________@@___________@@ ________@@@________@@@@@@@@@@@ _________@@@_____@@@_@@@@@@@ __________@@@@@@@ ___________@@@@@_@ ____________________@ ____________________@ _____________________@ ______________________@ ______________________@____@@@ ______________@@@@__@__@_____@ _____________@_______@@@___@@ ________________@@@____@__@@ _______________________@ ______________________@ ______________