بطری سرگردان

سلام<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

چند روز پيش بود خسته شده بودم رفتم لب درياي مغرب!(نه اوني كه سياوش مي خونه)

ما تويه فضا يه دريايي داريم كه اسمش درياي مغرب اين دريا همه چيز داره به غير از آب!!

توش يخ و شهاب سنگ داره و به جاي گرداب هم سياه چال داره و طوفان هاش هم طوفان خورشيدي!

بگذريم..............

ديدم يه دونه بطري تويه محفظه تيتانيوم داره رويه يخ ها سر مي خوره وسوسه شدم كه ورش دارم پريدم از تويه سفينه اون آچار چرخ رو برداشتم! به زور تونستم بگيرمش و بازش كردم ديدم يه نامس شروع كردم به خوندن:

(به نام او)

وقتي كه تنها مي شم و همراه تنهايي ميرم***داغ دلم تازه مي شه زمزمه هاي خوندنم وسوسه هاي موندنم با تو هم اندازه ميشه****قد هزار تا پنجره تنهايي آواز مي خونم دارم با كي حرف مي زنم نمي دونم نمي دونم****اين روزا دنيا واسه من از خونمون كوچيكتره***كاش مي تونستم بخونم قد هزار تا پنجره،طلوع من طلوع ***من وقتي غروب پر مي زنه موقع رفتنه منه***حالا كه دلتنگي داره رفيق تنهاييم مي شه كوچه ها نا رفيق شدن***حالا كه مي خوام  شب و روز به هم ديگه دروغ بگن ساعتا هم دقيق شدن

سلام اي خواننده نام دلم گرفته بود همدمي نداشتم و خواستم سر گذشتم و درد و دلم رو واسه يك نفر بنويسم،با خودم گفتم اين نامه رو بنويسم و بندازم تويه درياي مغرب.

قصه از كجا شد؟؟؟

الان بهت مي گم عجله نكن من و سيما تازه ازدواج كرده بوديم 2 سال بود،تويه اين مدت فهميده بوديم كه بچه دار نمي شيم هم من و هم سيما از اين موضوع رنج مي برديم آخه هر دو عاشق بچه بوديم ولي.....................................

اين قسمت اول از نامه فضايي تا بعد ..............................

23.gif

/ 5 نظر / 12 بازدید
**dogholoha.sara va zahra**

salam aziz..... khoobi?.... belakhare bad az gharni update kardim...... montazere hozore garmet hastim..... yadet nare...... movafagh bashi.......

monammi

سلام.اين بار اگه سارا باهات قهر کنه تقصير من نيس.سيما کيه؟؟؟؟

لیلا

دهه!!!!!!!! سارا کيه؟؟؟؟ سيما کيه؟؟؟ من قهرم!!!...«شوخی بود» منتظر ادامه داستان هستم....ياحق...//ليلا//

پريسا

حميد جان من خيلي منتظرم ادامه ي داستانو بخونم..................

siavash

اين کوزه چو من عاشق زاری بوده است ــــــــــــ در بند سر زلف نگاری بوده است ــــــــــــ اين دسته که بر گردن او ميبينی ــــــــــــ دستی است که بر گردن ياری بوده است ــــــــــــ