خر عاشق!!

love

خر عاشق

خری آمد به پيش مادرش گفت   <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

که ای مادر ندارم من چرا جفت

خر همسايه را عاشق شدم من

به زيبايی نباشد مثل او خر

بگفت مادر:به قربون نگاهت

به قربون دو چشمون سياهت

اگر عاشق شدی حرفی ندارم

به خواستگاری ميروم امروز برايت

بگفت مادر:برو پالون به تن کن

بزرگان محل را زود خبر کن

همه خرها رفتن سوی طويله

همان گونه که رسم است در قبيله

خران از شوق عشق عر عر نمودن

به شبدر کام خود شيرين نمودن

خر محضر کتاب خود گشودند

وصال اين دو خر اين طور بخوانند

که ای دوشيزه خر خانوم رضايی

به عقد دائم اين خر درايی

در ميان خران خری ندا داد

عروس رفته بچينه يونجه در باغ

چنان شور و هياهميی بپا شد

خر داماد دو لنگش در هوا شد

به اميد خوشی و شادمانی

برای اين دو خر در زندگانی

************************************************************

خوب اميدوارم از اين شعر خوشتون اومده باشه.

شعر رو از وبلاگ کوزه گلی ((http://koozegeli.persianblog.ir))

برداشتم.

تا بعد...................................

/ 3 نظر / 16 بازدید
الهه

خوب چه اشکالی داره که خرا هم عاشق بشن ؟ خيلی با حال بود ولی ببينم از اون وبلاگر اجازه گرفتی متنشو کپی کردی؟

Monammii

سلام.تو هم بد جوری کايد کردی رو اين خرای بيچاره....مشکوکی!

masood

سلام.اين شعر رو من وقتی ۱۲ سالم بود تو طنزوکاريکاتور خوندم. البته اگه مغزم ياری کنه اون موقع انقد بی وزن و سبک نبود. ببخشيد اگه منظورم رو بد رسوندم ميخواستم بگم که يادمه اون موقعی که من خوندمش يه ذرّه خنده دار بود (باز هم که فرقی نکرد!!!! اصلا ولش کن)