من...

 

به نام خداوند ايثار و انصاف<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

به نام او كه آدمي را عزيز و با عزت آفريد!

همه چيز دارم! همه چيز! پدر... مادر.... رفاه.....ولي..... ولي گمشده اي دارم! بيشتر از جان، دلم خسته است...... دل!..... دل!..... و اما باز هم دل! حرمت دل را پاس داريد! آهاي آدم ها! آره با شما هستم زميني ها! به دل همديگر احترام بگذاريد.....حرف هاي ناگفتني را بشنويد .... خرابي و ويراني آسان است، ساختن! اين ساختن است كه هميشه سخت بوده....گمشده اي دارم! كجاست! مي جويمش.....

يافتم!مشكل را يافتم! مشكل تصور غلط من بود! شايد ماندني ماندني باشد اما آدم ها همان آدم ها هستند! آري! مشكل اينجاست كه تصور كردم با ماندن نامهرباني ها مهرباني مي شوند اما انگار تنها دل ما نيست! آره! كاش! كاش آدم ها حرمت دل ها را پاس نگاه مي داشتند!كاش ياد مي گرفتند در دوستي غروري نيست! كاش از قله خودخواهي خود به پائين مي آمدند و مي ديدند كه چيزي زياد تر از ديگران ندارند! مي ديدند كوه آنها بر روي خود خواهي بنا شده است!بر نفي ارزش هاي ديگران! بر ناديده گرفتن! دوستان! از عزت نفس تا خود خواهي يك قدم و تنها يك قدم باقيست! بستن چشم ها آسان است! آسان است نديدن! كاش چشم ها وسعت داشتند تا مي ديدند! تا مي ديدند دوستي ها و مهر و محبت را، كاش دوست داشتن را مي ديدند....اما.....

من چيزي كم ندارم! همه چيز دارم! خوبي! پاكي! زيبايي!دلي مهربان و نگران!.....غرور! تنها غرور برايم معنا نداشته....در مقابل كساني كه دوستشان داشتم و دارم و خواهم داشت هيچ گاه غرور برايم معنا نداشت.....من چيزي كم ندارم! من خوبم! اما ادعايي نسبت به بالاتر از ديگران بودن ندارم! اما اين نيز قابل قبول نيست كه پائين تر از ديگران تصورم كنند!من چيزي كم ندارم!

 

 ***********************

حرف آخر:

1-زردی من از تو سرخی تو ازمن!

2- براي طلب كردن محبت و توجه شايد دنبال بهانه اي باشم! اما گداييش نمي كنم! مي طلبمش اما گدايي نه! قداصتش فراتر از هر تصوري است!هي تو! حقيقت دلم را درك كن!دوستت دارم!

3- من همونم كه خوبيامو كسي هرگز نشناخته....اوني كه .......

4- آماده پر كشيدن هستم! آماده تر از هميشه!

5- من خيانتكار نيستم! من درك مي كنم! من مي فهمم! من سكوت مي كنم! من در تنهايي خرد مي شوم!من خسته ام!من از بي مهري زجر مي كشم! من به گرماي يك دست دل مي بازم!من همونم كه بودم!

6- بو كن! آره! بيشتر! اه! بيشتر بو كن! اي بابا! بوي بهار رو نمي شناسي؟ به همين سادگي 84 هم رفت!

 

/ 14 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Suzan

سلام....سيارت خيلی قشنگه....اميدوارم که دلت هرگز تنها نمونه.موفق باشی

حیران

چقدر خوبه که آدما پر رو هستن! خسته نميشن... الکی دل نميبرن! مثل من ... تو ... بقيه! ...هميشه موفق باشی ... بهار که مياد دلت سبز باشه و زندگيت عطر گلهای تازه بده

پرستوی مهاجر

و من سکوت را بر همه چيز ترجيح ميدم و سر شار از غرور بی جا هستم تو همون غريبه دل من هستی و خواهی بود (گم شده ای در جنگل) يا حق

زهــــــــرا

سلام... اميدوارم هر چی زودتر دوباره گرمی محبت و عشق رو تجربه کنی و دلت تو تنهايی ها غرق نشه... راستی چهارشنبه سوريتم مبارک

پرستوی مهاجر

هی پسر من خودم اسم دارم و اينقدر هم مرد هستم حرفمو رک بزنم پس بيکار بازی در نيا و کسی رو به من نسبت نده فردا هم نگی مصطفی نا مرده تا بعد يا حق

...................

کار من نيست. به همونی که ساختش بايد بگی.

يلدا

يلدا فكر ميكنه چقدر اينجا عشقولانه است!

یه کوچولو

داداش زردی وسرخی را بی خیال سبز هزاری را عشق است