دوستی

دوستی حادثه ای است و جدايی قانون بياييم حادثه آفرين و قانون شکن باشيم.

پ.ن

اگر بار گران بوديم و رفتيم                 اگر نامهربان بوديم و رفتيم

شما در خانمان خود بمانيد                   که ما بی خانمان بوديم و رفتيم

 

 

 

 

 

سلام . منو که ديگه می شناسين .  space_woman

هستم  . مرد فضايی يه مأموريت واسش پيش اومده اينه که يه مدت کمتر می ياد . تو اين مدت هم اگر چه کسی نميتونه جای ايشونو بگيره امابيشتر کارای وبلاگ را خودم انجام ميدم . شما هم لطف کنين آبرو داری کنين و هم تحملم کنين هم نظر بدين که ضايع نشم فقط . برای مرد فضا هم دعا کنين که موفق و رو سفيد بر گرده .

 

 

سخنی با تو

 

 

فضايی ميدونم که می تونی و موفق می شی . يعنی بايد بتونی . آخه تو قول دادی . قولفضايی ها هم که خودت می دونی نشد نداره . منم واست دعا می کنم . در ضمن اينم يادت باشه که گفتم حتی اگه 6 بار ديگه هم به ..... ( خوب بگير ديگه . اگه بگم که تابلو ميشه ) . از همه مهمتر اينکه يادت باشه که من و همه ی بچه های persianblog اينجا منتظريم  . پس توکل کن به خدا و تمام تلاشت را به کار بگير . ما هم اينجا مقدمات جشن ورود و پيروزيت را آماده می کنيم . تو مسير مبارزه مواظب خودت باش که سلامتی شرط پيروزی است .

 

                                    

آهای زمين يه لحظه تو نفس نزن

 

                  نچرخ تا اروم بگيره يه آدم شکسته تن

 

 

 

                                                                                 space_woman

/ 26 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بچه مخفی

ای بابا..صابحونه نيستش..تازه اومده بودم اينجا...قرار بود منو ببره گلستان!! حوری نشونم بده:))

*_.-._ ELi _.-._*

ذات آدمی قانون شکنيه ... و چه جمله ی زيبايی بود !!

ستاره سحر/ شیفته

دل چون توان بريدن ازو مشكل است اين / آهن كه نيست جان من آخر دل است اين / من مي شناسم اين دل مجنون خويش را / پندش مگوي كه بي حاصل است اين / جز بند نيست چاره ي ديوانه و حكيم / پندش دهد هنوز ، عجب عاقل است اين / گفتم طبيب اين دل بيمار آمده ست / اي واي بر من و دل من ، قاتل است اين / منت چرا نهيم كه بر خاك پاي يار / جاني نثار كردم و ناقابل است اين / اشك مرا بديد و بخنديد مدعي / عيبش مكن كه از دل ما غافل است اين/ پندم دهد كه سايه درين غم صبور باش / در بحر غرقه ام من و بر ساحل است اين / ...(ه.ا.سایه)

ستایش

سلام..... خانومی گل .نازنين از آشنايی با نوشته های قشنگتون خوشحالم

ستایش

حميد آقا وقت کرديد يه خورده کامنت بزار برام

نيما

سلام . همه آدمهای فضايی موفق می شن...

from the heaven

من خانم فضايی اينجا نديده بودم؟! جالبه. خانم خوشبختيم. ما نه از فضاييم نه از زمين. ولی خوشحال ميشيم قدم رنجه کنين اون ورا....... يک صحبت کوچولو با جناب آقا فضايی. پر پرواز چيه بابا؟ کی شکونده؟ شما که تکنولوژيتون بالاتر از اين حرفاس. بی خيال بابا. ما خوشمون مياد از اين نوشته ها. هر کی دوس نداره نخونه يا نياد خوب!!!..... اما يه نظر خيلی خشانت آميز راجع به داستانت. ببين من هدف از اين نوشته رو نمی دونم ولی خيلی کليشه ای بود. از اون مدلای گريه دار جديد. اما موضوعی که هست اينه درست انديشی و تصميم صحيح گرفتن در چنين مواردی خيلی مهمه. اين جناب ميلاد خان با گفتن حقيقت ماجرا می تونست تصميم رو به عهده ی خود دختر واگذار کنه. يک روز خوش زندگی کردن بهتر از سال ها با ترديد و حسرت بودنه.

محسن«دردهای تنهایی»

سلام................مرد فضايی حتما موفق ميشه .............حالا رفته فضا يا قراره رو زمين موفق بشه؟........محسن

لیلای بی مجنون

از دريچه** با دل خسته، لب بسته، نگاه سرد** مي كنم از چشم خواب آلودة خود** صبحدم** بيرون** نگاهي:** در مه آلوده هواي خيس غم آور** پاره پاره رشته هاي نقره در تسبيح گوهر . . .** در اجاق باد، آن افسرده دل آذر** كاندك اندك برگ هاي بيشه هاي سبز را بي شعله مي سوزد . . .** من در اينجا مانده ام خاموش** بر جا ايستاده** سرد** وز دو چشم خسته اشك يأس مي ريزم به دامان:** جاده خالي** زير باران!